خانه / دسته‌بندی نشده / غصه های خونین کربلا…

غصه های خونین کربلا…



به گزارش ایرنا، از کربلا که می گویی، لبانت می خشکد و عطش، همراه لحظه هایت می شود، دلت از یادآوری ماه پاره 6 ماهه ای که تیر سه شعبه و گلوی نازکش به هم گره خورده بود، خون می بارد و به آسمان می نگری.
آسمان را می نگری، آسمانی که بار غصه هایش را در دل ابری اش پنهان کرده و از سردی بی رحمی ظلم ظالمان، زمین و زمان را به سرما کشانده است و نم نم اشک را به دل داغدار زمین می باراند.
زمین، دل خون است و سراسر کربلا، و روزها همه عاشورایند و عاشورا… عاشورا، قصه سرافرازی 72 تنی است که جانانه جنگیدند و بیرق مردانگی و عشق را تا اوج بودن به اهتزاز درآوردند.
کربلا، ماجرای دویدن دختران و زنان بر خارهای بیابان، خورشیدهای بر نیزه، تجلی صبر زینبی، معنای عطش و در نهایت تفسیر آزادگی و مردانگی فرزندان علی (ع) و فاطمه (س) است.
قدم به سرزمین 72 خورشید که می گذاری، سراسر نور می شوی، وجودت عشق می شود و اشکت بسان ابر خطاپوش می بارد، اینجا سرزمینی است که غم رهایت نمی کند.
وقتی دست هایت را در پنجره های ضریح 6 گوشه گره می زنی، قلبت جلا می گیرد، اشک می ریزی و اشک و اشک و اشک و می گویی ˈالسلام علیک یا اباعبداللهˈ…’
اینجا قطعه ای از بهشت است؛ بهشتی که زینب (س)، همان عمه یتیمان و الگوی صبر، به زمین و زمان ثابت کرد که کربلا یک قصه نیست، واقعیتی است که تا ابد در جان زمین خون می گرید و برای همیشه ماندگار خواهد بود.
در بین الحرمین، آن لحظه که خود را میان 2 بهشت و 2 گنبد طلایی و درخشان می بینی، تنها زمزمه ات شاید این باشد که ‘من عاشق بین الحرمینم آقا، دل بسته آن نور دو عینم آقا، هرکس به طریقی به علی (ع) دل بسته، من عاشق عباس (ع) و حسینم آقا…’
در حالی که یاد و غم حسین (ع) در حسینیه دلت غوغا به پا کرده، گام در بین الحرمین می نهی، اشک می ریزی، نفس می کشی تا جانت زلال شود، هوای این جا هوای دیگری است، هوای پر از معنویت و ارادت…
نخل های میان راه را که می بینی، ناگهان به علی (ع) می اندیشی، به پدر حسین (ع) و عباس (ع)، به همان غریب کوچه های مدینه که ناله هایش را به چاه می گفت و نخلستان ها.
از آستان حسین (ع) تا گنبد طلایی و غرق نور ابوالفضل (ع) راهی نیست؛ آهسته گام بر می داری، اشک می ریزی، به کبوترهای مهربان صحن می گویی که دعاگویت باشند، روبروری درب بزرگ و طلایی حرم می ایستی و با تمام وجود می گویی ˈالسلام علیک یا قمر بنی هاشمˈ …
درهای طلایی حرم تو را به میهمانی فرا می خواند، می روی و بر آستانش سر می نهی، اینجا مجال هدیه کردن اشک هایی است که برای عموی پهلوان فرزندان حسین (ع) به ارمغان آورده ای…
کربلا، با تمام غمی که در جان لحظه هایش جاری است، فرصت آسمانی شدن را نشانت می دهد، اینجا می آموزی که راه سعادت در معرفت و کسب بصیرت است.
چشمت که به ضریح 6 گوشه گره خورده، با قطرات اشک باید حسین را قسم دهی که دستت را که عمری گرفته رها نکند، که نگذارد زرق و برق دنیا زنگار قلبت شود، که نشوی از مردمان کوفی که حسین (ع) را تنها گذاشتند….
در صحن ضریح طلایی حسین (ع)، ارادت میثم تمار، آزداگی حر بن یزید ریاحی (ره) و سعادت حبیب بن مظاهر (ره) را از خدای بخواه تا مسیر سپید سعادت را طی کنی.
اینجا باید سجاده سبز دعا بگشایی، مهر ارادت در سجاده بگذاری و سجده عشق به جای آوری، اینجا باید از پنجره دستان رو به آسمانت، بسان پیچکی سبز به راه حسین (ع) و یارانش بپیوندی تا بتوانی به زلالی قرب پرودگار نزدیک تر شوی.
کربلا، بین الحرمین و گودال قتلگاه را باید لمس و دعا کنی که گم نکنی راه انسان بودن را که گم نشوی در غبار فتنه های بی بصیرتی…
خبرنگار: سمیه حسن شاهی ** انتشار دهنده: نجمه حسنی*
7440/3029



انتهای پیام /*










درباره gohari

مشاهده بیشتر

خیران 51 باب مدرسه در آذربایجان غربی ساختند

علی آخوندیان روز چهارشنبه در حاشیه مراسم افتتاح مجموعه ورزشی ‘جلیل …

پاسخ دهید